السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

672

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

مىبخشند ، ليكن پيامبر ( ص ) با شنيدن اين وعده‌هاى تو خالى فرمود : اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهيد ، من از دعوت خود منصرف نمىشوم ، خداوند مرا براى پيامبرى شما مبعوث كرده و كتابى بر من فرستاده كه خير دنيا و آخرت شما در عمل به دستورات آنست ، ولى اگر آن را نپذيريد ، من همچنان صبر مىكنم تا خداوند ميان ما داورى كند . امّا كفّار عرب به جاى پذيرفتن دستورات حيات بخش اسلام ، وقتى دعوت رسول خدا ( ص ) را جدّى ديدند ، تصميم به قتل آن حضرت گرفتند و به ابو طالب گفتند : اگر تو برادرزاده‌ات را تسليم ما كنى تا ما او را بكشيم ، ما يكى از زيباترين و بهترين فرزندان خود را به تو مىبخشيم ! ابو طالب فرمود : شما به انصاف معامله نمىكنيد ، من فرزند شما را بگيرم و پرورش دهم و شما جگر گوشهء مرا بگيريد و بكشيد ؟ كفّار گفتند : به هر حال برادرزادهء تو خدايان ما را دشنام مىدهد و ما را نادان و سفيه مىشمارد ، يا تو او را از اين كارها مانع شو و يا دست از پشتيبانى او بردار تا ما او را از اين دعوت باز داريم ، امّا ابو طالب نپذيرفت و خطاب به رسول خدا ( ص ) فرمود : تو مردم را به سوى پروردگار فراخوان و بدان من هرگز دست از يارى تو بر نمىدارم . وقتى قريش ديدند ابو طالب دست از يارى و پشتيبانى محمّد بر نمىدارد ، نقشهء ديگرى كشيدند و اين بار مسلمانان را در درّه‌اى به نام ( شعب ابو طالب ) در نزديكى مكّه محاصره كردند و عهد نامه‌اى نوشتند و مردم را از داد و ستد با بنى هاشم و مسلمانان باز داشتند ، در نتيجه پيامبر و مسلمانان مدّت سه سال در سخت ترين شرايط مادّى به سر بردند تا آنجا كه از گرسنگى سنگ بر شكم خود مىبستند و روزها را با روزه دارى به شب مىرساندند ، در اين مدّت مسلمانان اوضاع بسيار نامطلوبى داشتند و هيچ گونه امنيّت مالى و جانى نداشتند . وقتى كار گرسنگى و سختى بالا گرفت ، خداوند به موريانه‌اى فرمان داد تا آن عهدنامه را بخورد و خطوط آن را محو كند و سپس جبرئيل اين خبر را به رسول خدا ( ص ) ابلاغ كرد ، پيامبر اين مطلب را با ابو طالب در ميان نهاد و ابو طالب بسوى كفّار رفت و به آنها گفت : خداوند به محمّد ( ص ) خبر داده كه موريانه خطوط آن عهدنامه شما را جويده است ، اكنون اين پيمان نامه داور ميان ما باشد ، به سراغ آن